تبليغاتX
فوق بشر - فرهنگ لغات

فوق بشر

فرهنگ لغات

آدامس : تنها چيز? كه تو? دهان خانم ها بند می شود!

آدم مغرور: كسی كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد: يه وجب بلند تر بزن!

حمق: كسی كه دختر همسايه را در تاريكی نبوسد!

ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد!

ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند!

الكل : مايع گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را!

اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند!

ايده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتی كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند!

بز بيار : فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد!

بوسه : تصادفی كه فقط يك سيلی به آدم ضرر می زند!

بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند ، دختر ها دنبال شوهر!

چشم : عضوی كه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند!

خسيس : كسی كه وقتی خانه اش آتش می گيرد برای اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود!

خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت!

دست : عضوی كه در سينما نزد صاحبش بند نمی شود!

دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود!

رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است!

زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال!

سو ء ظن : سعی در دانستن چيزی كه بعدا" انسان آرزو می كند ای كاش آنرا نمی دانست!

سينما : جايی كه پشت سر شما حرف می زنند!

عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد!

سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنی او را می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود!

سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود!

ماچ : بوسه ای كه هنوز رنگ آرتيستی نگرفته!

مرد مجرد : كسی كه هنوز عيوبی دارد كه خودش نمی داند!

معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود!

موش : خانم هايی كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون می زنند!

هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش بخرد!

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت11:34توسط غزاله |